تبليغاتX
بیدسک ما
درباره زادگاهم روستای بیدسک ازتوابع بیرجندو...
یه اتفاقی افتاد که بازخورداش برام جالب بود.

من مدتهاست که فرصت به روزرسانی وبلاگمو پیدانکردم.

این چندروزه تنظیمات وبلاگم به شکل عجیب وغریبی به هم ریخت که تبعاتی رو به همراه داشت.

خوشحال شدم ازاینکه هنوز مخاطب دارم.

ممنون از همه

+ نوشته شده در  88/04/30ساعت 15:33  توسط محمدرضاعلی زاده | 
سلام

این روزا شایع شده علی کریمی وقتی دیده اقبال عمومی بهش خیلی بود اما وقتی نازکرد نظرمردم عوض شد تصمیم گرفت برگرده .

حالا من هم وقتی دیدم آمار وبلاگم باوجود به روز نشدن خوبه تصمیم گرفتم برگردم.(البته احتمالا...)

هرچند احتمالا وقتم کم باشه...

+ نوشته شده در  87/08/07ساعت 19:46  توسط محمدرضاعلی زاده | 

اربعين حسيني

فرارسیدن اربعین سالارشهیدان تسلیت باد.

+ نوشته شده در  86/12/09ساعت 21:14  توسط محمدرضاعلی زاده | 

هوا بس ناجوانمردانه سرد است ...

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید، نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کسی یازی

 به کراه آورد دست از بغل بیرون
 که سرما سخت سوزان است

نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک
 چو دیدار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟

 مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین  

                                                                                            مهدی اخوان ثالث

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/10/24ساعت 20:19  توسط محمدرضاعلی زاده | 
سلام

       مدتیه مطلبی نذاشتم. شاید این يكي بهانه ای بشه که یکم منظم تر بشم.این روزا تمام کشور (تقریبا) شاهد بارش برفه.مامشهدیا هم بی نصیب نبودیمو نگرانیمون از بابت نباریدن برف وبارون برطرف شد.اما...

       دیشب شروع بارش برف همزمان شد با تصادف ماتیز سعید با یه پیکان.اونم از عقب .پیکان پوست کلفت هیچ چیش نشد اما ماتیز مادرش به عزاش نشست. پلیس هم بعد از سه ساعت (بین ساعت۱۶ تا ۱۹) بالاخره تشریف فرما شد وبدون هیچ کارشناسی کار رو راه انداخت!!!

       امروزم من تعطیل بودمو بازار نرفتم.از سرما فقط همینو بگم که چند دقیقه توصف نونوایی وبعد مسیر برگشت تا خونه کافی بود تا ... تو بینی من یخ بزنه!

       اما با همه دردسرش خیلی خیلی خوشحال کننده بود.

+ نوشته شده در  86/10/17ساعت 23:47  توسط محمدرضاعلی زاده | 
همگي سلام

       ببخشين واقعا اگه (تاكيد ميكنم "اگه اومدين") و ديدين چيزي ننوشتم. باور كنين اين روزا اونقد سرم شلوغه("شلوغه!!!") كه اصلا وقتم به چك كردن ايميلام نميرسه . به هر حال آب وبرق وگاز  وتلفن وسيزده سر عائله و پدر يتيم و... اين دردسرا رو هم داره .

       از شوخي بگذريم چند تا كار روزنامه و بازار وخونواده ودوستا و... وقت سرخاروندن رو هم ازم گرفته.

سعي ميكنم مرتب بشم.

قربون همگي.

+ نوشته شده در  86/10/04ساعت 14:7  توسط محمدرضاعلی زاده | 

سلطان سرير ارتضا مارا بس

امام رضا(ع)

+ نوشته شده در  86/09/02ساعت 14:21  توسط محمدرضاعلی زاده |